فیلم پسر با مادر خوابش

صفحه یافت نشد

 
چشمات داره بسته می شه
زینب داره می لرزه
مادر کنار پرپر زدن زینبه
از بس که گریه کرد
به غمش خوابش برد
خواب دید مادر شفا گرفته
حاجتشو گرفته
.
.
.
حالا چرا چشمای بابا بارونیه
گوشه حیاط مشغول راز و نیازه
حسن میگه بابا داره تابوت میسازه
چی میشه زینب حاجتشو بگیره
مادر چشماتو واکن
مادر مــــــــــ ادر مادر
پدر و مادر باید زمان و مکان مشخصی را برای خواب کودک در نظر بگیرند تا روتین خواب پیدا کنند. مثلا ساعت 10 شب کودک را در مدت زمان کوتاه به حمام ببرند، کمک کنند مسواک بزند و او را به رختخواب ببرند.
در ضمن حواسشان باشد تحرک بچه قبل از خواب زیاد نباشد چون اگر بچه‌ای قبل از خواب زیاد تحرک داشته باشد، شام زیاد بخورد، نور و صدای تلویزیون هم زیاد شود، برنامه خوابش مختل می‌شود.
لازم نیست صبر کنند بچه بخوابد و بعد از اتاق خوابش بیرون بیایند چون کودک می‌فه

هیچ وقت گلای شمعدونی راه پله و حوض خونه ی مادر بزرگ برام جذاب نبودن ،همونطور که حیاط رو طی میکنم صدای مادر بزرگ شنیده میشه: فرشته مادر بیا بالا.تمام غروب رو تا انتهای شب کنارش میشینم و جون میگیرم، بعد سالها مثه زمان کودکیم شام رو تو ایوون میخوریم. پشه بند رو آماده میکنم ،چه آروم خوابش میبره.نمیدونم چقدر از نیمه شب گذشته که بر می گردم خونه ... دستام پر از قلمه شمعدونیه...
 
 
دعای مادراز بایزید بسطامی، عارف بزرگ، پرسیدند: این مقام ارزشمند را چگونه یافتی؟ گفت: شبی مادر از من آب خواست. نگریستم، آب در خانه نبود. کوزه برداشتم و به جوی رفتم که آب بیاورم. چون باز آمدم، مادر خوابش برده بود. پس با خویش گفتم: «اگر بیدارش کنم، خطاکار خواهم بود.» آن گاه ایستادم تا مگر بیدار شود. هنگام بامداد، او از خواب برخاست، سر بر کرد و پرسید: چرا ایستاده ای؟! قصه را برایش گفتم. او به نماز ایستاد و پس از به جای آوردن فریضه، دست به دعا برد
ای ان که تویی صبور خانه ،مادر ای شمع تویی فروغ خانه،مادر ای عطر تو عطر هر بهار است،مادر وای مهر تو در حد کمال است ،مادر ای نام تو ملک ،چه بی ریایی،مادر هم شاه غم و ملک وفایی،مادر ای ان که بهشت بود تو را،ای مادر کان وعده ی اوست،خدا،تو را ای مادرای افضل و ای سرور و ای شاه کلیدم ،مادر زان لحظه ی کودکی تویی امیدم ،مادر ای خواب تو بی خواب شده ،هر شب و روز زان لحظه خدا تو را صدا زد،مادراین نام تو ،نام توست زان روز نخست زان دم همه مبهوت ثنایت ،مادر
مادر که باشی نباید سرما بخوری یا اگه هم سرما خوردی باید زودتر خوب بشیمادر که باشی نمیتونی تب کنی دیگه چه برسه به اینکه لرز هم بکنی یا اگر هم تب و لرز کردی باید سعی کنی خیلی حالت تب و لرزت رو بچت نبینه آخه ممکنه بترسه و نگران بشه اینطوری بیشتر بهت بچسبه و ممکنه اون هم سرما بخوره.
مادر که باشی خیلی وقت نداری بشینی و بری تو هپروت و واسه خودت باشی
مادر که باشی وقتی هم عصبانی میشی و داد و بیداد راه میکنی بعد که بچت میخوابه می شینی به صورت معصومش نگاه
مادر این دل تنگی ها هیچ وقت مرا رها نخواهد کرد.مادر اگر روزی تو نباشی چه کار کنم.مادر  دلم گرفته.مادر من  تنهایم.مادر پرستار دلم .ای روشنی بخشو چراغ منزلم.مادر کلی حرف رودلم سنگینی میکنه.مادر تویی داروندارم.من با دعایت روبراهم مادر.مادر شن خوشبخت نشدم.مادر من خوشبخت نشدم. مادر می خواهم بنویسم.مادر حرف هایم را می فهمی؟مادر مگر تو دعایم نکردی.مگر نمی گویند از مادرتان بخواهید برایتان دعا کند دعای مادر قبول است.چرا مرا دعا نکردی ؟مادر مگر من
مادر و تولد پسر

 ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن پسری را از خواب بیدار کرد.پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟مادر گفت : ۲۵ سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردیفقط خواستم بگویم تولدت مبارک.پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد.صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت… ولی مادر دیگر در این دنیا نبود...
«شعر روز مادر»
مادر است چشم و چـــــراغ زندگی     مادر است سرچشــــــمه آزادگی
مادر است تصویر عشق و عاشقان     مادر است نقـــــــــش بلند جاودان
مادر است مقصــود هست و بود ما      مادر است بالاترین موجــــــــودِ ما
مادر است آمـــــــــــــوزگار معرفت      مادر است یک عالمـــی از موهبت
مادر است در مهــــــربانی بی مثل     مادر است مهــر و وفایش یک بغل
 
شد مبداء امسال همه حضرت مادر
جانم به فدای قدم حضرت مادر
طاعت بنمائیم امورات ولی را
با لطف و عطا و کرم حضرت مادر
قبلا بنوشتیم به دفتر به خط خون
سازیم حریم و حرم حضرت مادر
این قافله عمر عجب داغ گذارد
بر قلب گدایان در خانه مادر
تا لحظه آخر نفسی هست بسوزم
بر داغ دل مضطر غم پرور مادر
مادر تنها کسی ست که میتوان "دوستت دارم"‌هایش را باور کرد حتی اگر نگوید...
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری !
مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی !
مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد! مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود! مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....
آدم پیر می شود وقتی مادرش را صــــــــــ
قسم ب روزی ک اسمم را نهادی رایان و در سه جلد گذاشتی محمد امین  دوست دارم  مادر 
قسم ب اولین کلمه ای ک ب زبان اوردم و صدایت کردم ماما دوست دارم مادر
قسم ب ولین لبخندم ب روی ماهت دوست دارم مادر 
قسم ب اولین اشکم ک بخاطر نبودنت از چشمانم جاری شد دوست دارم مادر 
قسم ب ذره ذره بزرگ شدنم و اینگونه ایستادنم در برابر همه ی مشکلات دوست دارم مادر 
قسم ب لحظه هایی ک دلم آغوش مادرانه ات را لک زده بود دوست دارم مادر 
قسم ب آخرین بوسه ات دوست دارم مادر 
قسم ب
نشسته لب حوض با انگشت خط می‌کشد به آبماهی های قرمز دور خودشان می‌چرخند و او چشم دوخته به کف حوض مادر که صدا زد ، لیلا چشم از آب کشید به دیوار : خسرو دست لیلا را بگیر بیار به اتاق برادر آمد دست لیلا را گرفت لیلا گفت : خسرو ماهیها چه رنگی اند ؟خسرو گفت : آبی لیلا خندید و خسرو تندی حرفش را دزدید ؛ قرمز مثل آسمان 
لیلا باز هم خندید مادر بلند گفت : خسرو سر به سر لیلا نذار خسرو گفت : ماهی ، ماهیست آسمان ، آسمان ، رنگشان که مهم نیست لیلا چشمش را از دیوار
خونه ی مادر بزرگه الان آپارتمانهخونه ی مادر بزرگه استخر و لابی دارهخونه ی مادر بزرگه wifi ی مفتی دارهخونه ی مادر بزرگه دیش و LNB دارهکنار خونه ی اون همیشه پارتی برپاستپارتیهای محله پر شور و شوق و غوغاستمادر بزرگه الان مازراتی سوارهرنگ موهاشم هر روز جور واجورو باحاله..خونه ی مادر بزرگه الان اپارتمانهخونه ی مادر بزرگه استخر و لابی دارهخونه ی مادر بزرگه wifi ی مفتی دارهخونه ی مادر بزرگه دیش و LNB دارهمادر بزرگه الان شلوار جین می پوشهکفش کالج و کیفش
مادر بزرگ دوستم پیرزن مدرنی ست.. از آنهای که چروک صورتشان را اندازه ی حلقه ی ازدواجشان دوست دارند ، از آنهایی که هر صبح جلوی آینه می ایستند ، کرم روزشان را زده، خط چشمشان را با سرمه سیاه میکنند و برای بلندتر دیده شدن مژه هایشان شب ها روغن بادام و روزها ریمل مارکدار از آب گذشته میزنند !! من مادر بزرگ دوستم را دورا دور میشناسم اما دوستم می گوید مادر بزرگش معتقد است: زن در هر سن و سالی باشد باید از افتادن مژه هایش بترسد مثل دوران جوانی که افتادن هر

EXOگروه 12 نفره که در سال 2012 شروع به کار شدند ولی به خاطر برخی مسائل الا 9 نفر هستن.کل اعضا:kai , D.o , chanyeol , baekhyun , sehun , suho , tao , kris , lay , chen , luhan , xiumin.kai
تاریخ تولد: January 14, 1994
قد: 182 cm
گروه خونی: A
ملیت: کره ایوزن:kg 65قدرت(سنبل):جابجا شدن در مکان و زمان
موقعیت: Main Dancer, Vocalist, Lead Rapper
 
اسمی که تو گروه صداش می کنن: Kamjong
مهارت ها: (Dance (ballet, jazz, hip hop, popping, rocking
هم اتاقی: D.oدختر ایده آل:دختری با موهای بلند. پوست سفید و مثل فرشته ها باشه.اعضای خانواده: پدر. مادر. دو خواهر بزرگ

خونه ی مادر بزرگه / الان آپارتمانهخونه ی مادر بزرگه / استخر و لابی دارهخونه ی مادر بزرگه / wifi ی مفتی دارهخونه ی مادر بزرگه / دیش و LNP دارهکنار خونه ی اون / همیشه پارتی برپاستپارتیهای محله / پر شور و شوق و غوغاستمادر بزرگه الان / مازراتی سوارهرنگ موهاشم هر روز / جور واجورو باحالهمادر بزرگه الان / شلوار جین می پوشهکفش کالج و کیفش / همیشه روبه روشهمادر بزرگه هرشب / Gem Tv رو میبینهخرم سلطان و سنبل / لامیارو میبینهخونه ی مادر بزرگه / هنوز خیلی باحالهخونه
گفت : مادر جان بیا ناهار بخوریم . پرسید:ناهارچی داریم مادر؟گفت:باقالی پلو
با ماهی . باخنده رو به مادر  کرد و  گفت : ما امروز این ماهی ها را میخوریم . و
یه روزی این ماهی هاما را می خورند.
چند سال بعد ...
عملیات والفجر 8 ... درون اروند گم شد ...مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد.
پدره با دستگاه دروغ سنج میاد خونهپدر:کجا بودیپسر:تو کوچهدستگاه بوووقپسر: ببخشید خونه دوستم:چیکار میکردی:درس میخوندیمبووووقنه فيلم خاک بر سری میدیدیم:|پدر:خجالت بکش من سن تو بودم نمیدونستم این چیزها چی هست:|بووووووقمادر با خنده: بچه ی خودته دیگهبووووووق مادر :|پدر :|پسر :|دستگاه o_O
مادر دروغگو
پسر هشت ساله‌ای مادرش فوت کرد و پدرش با زن دیگری ازدواج کرد. یک روز پدرش از او پرسید: «پسرم به نظرت فرق بین مادر اولی و مادر جدید چیست؟»پسر با معصومیت جواب داد: «مادر اولی‌ام دروغگو بود اما مادر جدیدم راستگو است.»پدر با تعجب پرسید: «چطور؟»پسر گفت: «قبلاً هر وقت من با شیطنت هایم مادرم را اذیت می‌کرم، مادرم می‌گفت اگر اذیتش کنم از غذا خبری نیست اما من به شیطنت ادامه می‌دادم. با این حال، وقت غذا مرا صدا می‌کرد و به من غذا می‌داد. ول
امروز روز توست مادر نمیدونم باید چه حرفی باهات بزنم خیلی حرف دارم یه بغض خیلی سنگین تو گلومه دارم خفه میشم مادر ولی نمیتونم بهت بگم نمیتونم بهت بگم چون ممکنه قلبت بگیره ممکنه فشارت بره بالا ولی مادر چرا با سرنوشت تنها دخترت بازی کردی مادر چرا خوشبختی رو لز من گرفتی مادر چرا منو اینقدر پست و رلیل کردی مادر مادر ای کاش،بلند پروازیهای دیروز تو مانع خوشبختی امروز نمیشد ای کاش میدونستی مادر این بی تدبیری تو چه سرت؟نوشتی رو برلی دخترت رقم میزنه و
مادر به دندانپزشکی رفته، کودک چهارساله‌اش مجبور است در سالن انتظار بنشیند. کار مادر کمی طول می‌کشد و بچه حوصله‌اش سر می‌رود. از جایش بلند می‌شود و در مطب جست‌وخیز می‌کند. مادر با خود فکر می‌کند چرا بچه‌اش بی‌ادب شده است؟!
 
 
 
    
 
چه آسان آزاد می کنی
 
مادر ،
تو شمع و گل و پروانه را
با هم ، در قلب مهربانت داری
و تنها "عاشق" ،
        بر این خاک سوخته ای
با همان رنج و سختی
که از جان ات حیات می بخشی
آسان "آزاد" می کنی
            و پر پرواز می دهی
اما مادر
آیا ویرانه سرای این جهان
پیام تو مظلوم نازنین را
                      می شنود ؟
 
مادر ، مادر
چرا قلب آبی و مهربان
و دستان سبز تو
حکمرانان
      این جهان نیستند ؟
 
                                          
سلام  اگر توی یک مجلس نشته باشیم ، یک دکتری ،مهندسی یا شخصیت مهمی وارد مجلس بشه بهش احترام میگذاریم  ولی بیشتر از اون وقتی که مادر اون دکتر یا ... وارد مجلس میشه به مادره بیشتر احترام میگذاریم  چون اون آدم از دامن این مادر بلند شده و در آغوش اون مادر رشد کرده  حالا حضرت فاطمه الزهرا (س) مادر امامان هستند و...
علیرضا میگه وقتی که بچّه بودم کم بابامو می دیدم و وقتی هم که می دیدمش محبّتی ازش نمی دیدم ، ولی دو سه بار برام قصّه نمکی رو تعریف کرد و همین یه قصّه رو هم بلد بود ، بعدها این قصّه رو به روایات مختلف از دیگرون هم شنیدم که حالا خودم برداشتمو از اون قصّه براتون تعریف می کنم ...
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود ، تو یه شهر قشنگ یه مادر و دختر با همدیگه تک وتنها زندگی می کردن ، اسم دختر نمکی بود و اسم مادرش هم مادر نمکی ، مادر نمکی چند تا میش داشت
 
لا لا لا یی...لالا لاییوصدایی که هنوز هم در گوشم طنین داردصدایی که اولین مهربانی و اولین عشق را به من هدیه کردلالا لا یی ....لالالاییمادرم بزرگترین موسیقی دان عمرم بودو در آن هنگامی که شیرینی خوابش را فراموش می کردتا من با صدای مهربانش بخوابملا لا لا یی...لالالاییمادرم سواد موسیقی نداشتاما موسیقی دان عمر من بودمادرم سواد موسیقی نداشتاما طنین صدایش را به کل دنیا نمی دهملالالایی...لالالاییمادرم بهترین صدای عشق را داشت وقتی که ساعت ها در کنار
دانلود فيلم روز مادر Mothers Day 2016 با زیرنویس فارسی
دانلود زیرنویس فارسی فيلم روز مادر Mothers Day 2016
با کیفیت BluRay 720p
ژانر : کمدی , خانوادگی
۵٫۴/۱۰ از ۵,۵۱۶ رای
مدت زمان : ۱۱۹ دقیقه
زبان : انگلیسی
حجم : ۸۵۰ مگابایت
محصول : آمریکا
ستارگان : Jennifer Aniston, Kate Hudson, Julia Roberts, Timothy Olyphant
کارگردان : Garry Marshall
خلاصه داستان :داستان فيلم روز مادر درباره ی ۳ مادر از ۳ نسل مختلف می باشد که به مناسبت روز مادر تصمیم می گیرند تا آخر هفته ای را در کنار یکدیگر بگذرانند. اما&he

ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم
 
دیده از دیدار رخسارش منور داشتیم
 
هرکسی جسم عزیزش روز بردارد ولی
 
ما که نعش مادر خود را به شب برداشتیم
 
کاش آن روزی که تنها مادر ما را زدند
 
ما یکی را در میان کوچه یاور داشتیم
 
کاش محسن را نمی کشتند تا ما غنچه ای
 
یادگار از آن گل رعنای پرپر داشتیم
 
کاش آن ساعت که دانستیم بی مادر شدیم
 
جای آغوشش به خاک تیره بستر داشتیم
 
این در و دیوار می گرید به حال ما که ما
 
مادری بشکسته پهلو پشت این در داشتیم
 
ما

از نگاه خسته و پر از دردش .....از چین و چروک های بسته به پیشانی اش .....و از صدای بغض آلودش .....می شد یقین کرد که مادر شهید است.زل زده بود به زن بد حجابی که کمی آن ورتر دست در دست شوهر بی غیرتش داشت و مغرورانه قدم می زد. مرد بی غیرت وقتی متوجه نگاه سوزناک مادر شهید شد، با تبسمی که بوی حماقت می داد خطاب به مادر شهید گفت: چیه مادر ؟ قشنگه ؟مادر شهید با تبسمی که بوی درد می داد گفت : " آره مادر، قشنگه! ولی حیف که قشنگیش برا دیگرانه و عذاب و بدبختیش برا تو !!! ماد
 
 
 
        
 
دور از تو ، مادر
 
"شب"
سقفی از ابرهای سیاه
بر زمین زده است
جدا مانده از تو ، نازنین
شب هامان مداوم.......
اسیر هراس و تاریکی ی
شب شده ام
"شب" هامان ،
این چنین مداوم ، چرا ؟
دور از تو "مادر" ،
ترسان و سرگردان
آواره بیابان تشنه و دلسوخته شده ام
دور از تو "مادر" ،
مأوایم
      دربه دری در معبر اندوه است.
 
                                                                       برگریز خزان

یکی از آرزوهام...اونکه خودش میدونه ، بشه زنم...خودمون دو نفری برنامه بچینیم بریم شماللب دریا ، دم غروب ، بشینه وسط پاهام تو بغلم ، روکاپوت ماشین..باهم دریارو نگاه کنیم...بگم : اوفیش..چه خوبه...چه آرامشی..دستمو بگیره و بوس کنه..بعد خودش دستمو بکشه رو صورتش که یعنی نازم کن...بعد اینقدر نازش کنم که هوا تاریک بشه دیگه...تو بغلم خوابش بره...آخ خدا ..........................................................................................................یکی از آرزوهام...اون که خودش میدونه ، بشه زنم...شب بری
تیرزتبلیغاتی: وتریلر
در گذشته رمانی می خواستند درسنیما فيلم دیگری غیر از فيلم در حال نمایش را تبلیع کنند به انتهای فيلم در حال نمایش یک حلقه فيلم کوتاه می چسبانند که حاوی صنحنه هایی برای تبلیغ آن فيلم بود چون تعویض حلقه فيلم مشکل بود بنابراین فيلم تبلیغاتی به آخر حلقه فيلم اصلی الصاق می شد تا توسط فيلم اصلی یدک شود اصلاح تریلر هم از این گرفته شده است.
تریلر:پشت بند یا یدکش
روی پاهایم خوابیدی
آرام با شعر رحماندوست زمزمه می کنی
چشمهایت هنوز تسلیم خواب نشده. اما چیزی هم نمانده که فیتیله ات کند خواب ظهر جمعه
مژگانت را می نگرم. بلند است و زیبا
به روزهایی فکر می کنم که بزرگ شده ای
خانم خانه ی خودت
مادر فرزندانت
به روزهایی که دو تایی مادر و دختری چای می نوشیم و حرف می زنیم و می خندیم
راستش را بگویم خودم کلمه مادر و دختری را یادت دادم. قند در دلم آب می شود وقتی می گویی:  مامان بیا مادر دختری بریم بیرون
و این آخرین مرحله ی آ
 
   
 ‫خری آمد به سوی مادر خویش  
 ‫بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش  
  
 ‫برو امشب برایم خواستگاری  
 ‫اگر تو بچه ات را دوست داری  
  
 ‫خر مادر بگفتا ای پسر جان  
 ‫تو را من دوست دارم بهتر از جان  
  
 ‫ز بین این همه خرهای خوشگل  
 ‫یکی را کن نشان چون نیست مشکل  
  
 ‫خرك از شادمانی جفتکی زد  
 ‫کمی عرعر نمود و پشتکی زد  
  
 ‫
 امروز حال مامانم بد شد بردمش بیمارستان عرفان ، خدا را شکر بعد از ظهر مرخص شد اومدیم خونه .ولی خسته و کوفته یک کمی کارهای خونه را انجام دادم و یک استراحت کردم. ولی هنور .......سخت سخت  مریض شدن پدر مادر خوب نیست امیدوارم پدر مادر من و پدر مادر همه در صحت سلامتی باشند آمین 
                                               مادر
به مادر توان گفت پیک محبت                         وجود عزیزی که باشد پدیده
به مانند مادر فداکار و عاشق                          کسی در جهان هیچکس را ندیده
شب و روز خود را به سختی کند طی               به جان رنج و محنت چه آسان خریده
سراپا محبت ، محبت ، محبت                          خداوند او را چنین آفریده
                                                        سیروس اسکندری
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها